تبلیغات
متفرقه - بهائیت در یک نگاه


نویسنده :mohsen mohseni
تاریخ:سه شنبه 3 آبان 1390-06:35 ب.ظ

بهائیت در یک نگاه

مقدمه

یکی از فرقه های منحرف که امروزه فعالیت گسترده ای را علیه اسلام و مسلمین آغاز كرده و با تبلیغات شدید و سوء خود در پی منحرف كردن مسلمین و جزب آنها به سوی خود  می باشند فرقه ضاله بهائیت است .هدف از این تحقیق شناختی مختصر از سردمداران این فرقه و زمینه ها و چگو نگی پیدایش این فرقه می باشد.

1.این تحقیق همراه گشته با مطالعه بیش از ده كتاب كه در مورد این فرقه نوشته شده اند ولی به علت تكراری بودن این مطالب  ودر خیلی از مواقع شرح بسیار كم  این كتابها در مورد  زندگی سران این فرقه بیشتر مطالب این جزوه از چهار كتاب كه به صورت مفصل مطالبی را در مورد این فرقه بیان كرده اند گرفته شده این كتابها عبارت اند از 1.تاریخ جامع بهائیت         بهرام افراسیابی 2.بهائیت در ایران دكتر سید سعید زاهد زاهدانی 3.ماجرای باب و بهاء مصطفی حسینی طبا طبائی 4 .شیخگری وبابیگری وبهائیگری و..... كسروی‌گری‌ اثر دكتر یوسف فضایی .

2 .به علت وابستگی كامل شناخت از بهائیت به شناخت از شیخیه وبابیه دو بخش از تحقیق زیر به معرفی شیخیه و بابیه قرار داده و مطالبی به صورت خلاصه از كتاب شیخی گری ،بابی گری ، بهایی گری.......كسروی گری اثر دكتر یوسف فضایی درمورداین دو فرقه ذكر شده . 

انشاءالله این تحقیق گامی كوچك در شناخت این فرقه ضاله باشد.

                                                                                             

شیخیه

مذهب شیخیه یا شیخیگری یک نوع تشیع جدید است که در قرن دوازدهم هجری قمری از مذهب شیعه اثنا عشری منشعب شده است و پیشوای آن یک روحانی شیعی که به وسیله یک سری نظریات تازه در مسائل معاد و معراج و مفهوم امامت پیروان بسیاری پیدا کرد و روش تازه ای در تشیع به وجود آورد.

 

شیخ احمد احسایی

شیخ ا حمد احسایی(1241-1166ه.ق)پسر زین الدین احسایی از مردم احسا جزءمنطقه القطیف از پیرامون بحرین در دودمان اهل تسنن زاده شد او در پنج سالگی خواندن قرآن را تمام کرد و در میان کودکان خرد سال زمان خود ممتاز به هوش و فکر  بسیار بود .

او تا بیست سالگی مقدمات علوم دینی را خواند و توجه خود را به اخبار و احادیث شیعه معطوف ساخت و در نتیجه پیرو مذهب شیعه دوازده امامی شد .

شیخ احمد احسایی در سال 1186 که بیست سا له بود از زادگاهش مهاجرت کرده به کربلا و نجف رفت ودر آنجا در مجالس درس علمای شیعه مانند سید مهدی یحر العلوم متوفی به سال 1212ق یا وحید بهبهانی حاضر  می شد پش از مدتی در نزد بحر العلوم که مرجع شیعیان آن زمان بود منزلت بلندی یافت و از او اجازه اجتهاد گرفت .

شیخ با همراهانش در سال 1221 ق برای زیارت مشهد امام هشتم از راه نجف و کربلا به سوی ایران رهسپار گشت و مدتی در شهر یزد و اصفهان اقامت کرد در این میان علمای روحانی شیعه و مردم استقبال و احترام بسیاری از او کردند و از او در خواست کردند برای همیشه در یزد بمانداز این رو شیخ پس از زیارت مشهد دوباره به یزد برگشت مدتی در آنجا ماند ود راین مدت آوازه شهرت ودانش و پارسائیش  به همه شهر های شیعی رسید و در آن شهر مجلس درس و بحث دایر کرد و دراندک زمانی عقائد و نظریات تازه اش در ایران انتشار یافت بطوری که فتحعلیشاه قاجار خواهان زیارتش شد .    

شیخ پس از دو سال واندی از یزد عازم کربلا شد از راه قزوین همدان و کرمانشاه حرکت کرد د رهمه جا با احترام بسیار از او استقبال می کردند تا به قزوین رسید بتا به رسم و عادت معمول شیخ به بازدید علمای قزوین می رفت بعضی از علما هم به همراه او بودند روزی به بازدید حاج شیخ محمد تقی  معروف به شهید ثالث رفتند پس از تعارفهای رسمی شهید از شیخ پرسید مذ هب شما در معاد چیست شیخ گفت من معاد را جسم هور قلیائی می دانم آن هم در همین بدن است مانند شیشه در سنگ شهید گفت جسم هور قلیائی بجز بدن عنصری است و از ضروریات دین اسلام است که در روز قیامت همین بدن عنصری بازگشت می کند نه بدن هور قلیائی ، در آن مجلس شیخ تکفیر شد و چون برای نماز به مسجد رفت کسی از علما به همراه او نرفت تکفیر شهید در نهایت  شهرت در هر دیاری گشت شیخ دیگر در قزوین نماند و از آنجا به عراق رفت شیخ هر چه می کوشید از خود دفاع کند فایده ای نداشت سر انجام از کربلا از راه شام عازم مکه شد و در نزدیکی مدینه در تاریخ 21 ذی القعده سال 1241هجری در سن 75 سالگی وفات یافت و جسدش را به مدینه حمل کردند ودر قبرستان بقیع به خاک سپردند .

 

جانشینی بعد از شیخ   

یکی از عقائد شیخ این بود که در دوران غیبت امام غائب کسی از میان برجستگان شیعه لازم است که میان امام و امت واسطه فیض وازسوی خدا میان مردم حجت باشد و اگر او نباشد لزوم رفع تکلیف پیش می آید شیخ وپس از او این واسطه را شیعی کامل یا رکن رابع و ناطق واحد می خواندند شیخ خودش رکن رابع شمرده می شد وقتی وفات کرد باید جانشینی داشته باشد تا رفع تکلیف لازم نیاید  .

باآنکه شیخ دهها شاگرد مجتهد عالم و فاضل داشت علاوه بر آن خود پسرفقیهی مانند شیخ علی نقی و پسر بزرگی مانند شیخ علی که با حافظه ترین فضلا و علما بود داشت و با آنکه نصی درباره نیابت خود نسبت به کسی نکرد رشتی بعد از استاد خود بر عقائد و نظریات عرفانی وی قیام کرد و هیچ کس از حوزه شیخ و بستگان او با وی معارضه نکردند و او را جانشین شیخ شمر دند .

سید كاظم رشتی

سید کاظم رشتی متوفی سال 1259 ه.ق پسر سید قاسم رشتی یکی از شاگردان خاص شیخ بود او وقتی شیخ در یزد اقامت داشت خدمت او رفت و شیخ به واسطه شایستگی که در او دید به تربیت و تعلیم او همت گماشت و سن سید کاظم رشتی در این زمان حدود بیست یک سال بود.

سید کاظم زشتی مدت 17 سال به عنوان رکن رابع یا شیعی کامل و به قول شیخیان ناطق واحد مرجع شیعیان ایران و عراق بود .

سید رشتی علاوه بر عقائد و نظریات فلسفی و عرفانی شیخ خود نیز چیزهایی بر آن افزود و مطالبی تخیل آمیز در کتابهای خود نوشت .

از گفته های تازه او یکی این بود که میگفت ظهور امام غایب خیلی نزدیک است و چنان بر این پیش گوییش پافشاری می کرد که شاگردانش می پنداشتند که شاید امام غایب خود او باشد زیرا که می گفت او اکنون در میان شماست و دیگر مطالب خیالی اوست که در کتاب شرح قصیده درباره شهر پنداری خود در آسمان ایراد کرده .

 

جانشینی پس از سید کاظم رشتی

سید کاظم در سال 1259 وفات کرد وشاگردان بسیاری داشت او نیز برای خود جانشینی تعیین نکرد زیرا می گفت چون ظهور امام غائب بسیار نزدیک است احتیاج به تعیین جانشین نیست از این رو چون او درگذشت معلوم نبود که شیعی کامل یا رکن رابع و سرپرست شیخیان کیست ولی از ظهو ر قریب الوقوع امام خبری نشد و شیخیان بی سرپرست ماندند در این میان چند نفری ادعای جانشینی سید را کردند که عبارت اند از 1. سید علی محمد باب که همچنان که در بخش بعد راجب آن صحبت خواهیم کرد مدعی شد که او همان امام غایب است که سید رشت به نزدیکی ظهور او مژده داده و شیعیا ن بیش از هزار سال است که منتظر ظهور او هستند2. میرزا شفیع تبریزی از شاگردان شیخ احمد احسایی در تبریز 3. حاج محمد کریم خان کرمانی در کرمان

 

 

خلاصه ای از عقائد شیخیه

1.امامان دوازده گانه یعنی علی و یازده فر زندش مظهر الاهی و دارای صفات الاهی بوده اند .

2.معاد جسمانی وجود ندارد فقط چیزی که بعد از انحلال بدن عنصری از انسان باقی می ماند جسم لطیفی است که ایشان آن را جسم هور قلیائی گویند بنا بر این شیخیان فقط به چهار اصل از اصول دین معتقدند 1.توحید  2. نبوت  3.امامت  4. اعتقاد به وجود شیعی کامل ((رکن رابع )) در صورتی که شیعیان به پنج اصل معتقد هستند1.توحید 2.عدل 3.نبوت 4.امامت 5 .معاد شیخیان به اصل دوم و پنجم یعنی عدالت و معاد اعتراض دارند و می گویند آنها به عنوان اصول دین لغو و غیر محتاج الیه هستند زیرا اعتقاد به خدا و رسول مستلزم اعتقاد به قرآن وآنچه در آن آمده از صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند و اقرار به معاد و غیر آن می باشد اگر بنا باشد که عدل که یکی از صفات ثبوتیه است از اصول دین باشد چرا سایر صفات ثبوتیه از قبیل علم و حکمت و غیره از اصول دین نباشد ولی خود آنها یک اصل که رکن رابع باشد بر اصول دین شیعه افزودند .

3.شیخ احمد احسایی و پیروانش معتقداند امام غایب در جسم هور قلیائی است و زندگی روحانی دارد و آزادی او مانند ما زندگان نیست بلکه به اراده خداست و زندگی او نوعی زندگی برزخی است در قالب مثالی یعنی در جسم هور قلیائی بنا بر این او در موقع ظهورش در قالب خود ممکن است نباشد بلكه روح و جسم حور قلیائی او در قالب شخص دیگری ظاهر شود .

از نتایج این عقیده در مورد امام غایب ادعای سید علی محمد باب است که خود را همان واسطه بین امام غایب و خلق شمرده و گفته من همان امام غایب هستم یعنی حقیقت یا روح او در من آمده و من حجاب یا صورت او هستم .

 

بابیه

       فرقه بابیه یا بابیگری از لحاظ تحول تاریخی دنباله تحولات تاریخی بعضی از مذاهب پس از اسلام بویژه مذهب شیخیه است ولی تاریخ حقیقی این فرقه از کوششها ی سید علی محمد باب که پیشوا و بنیانگزار این آیین است آغازمی شود از این رو پیش از گفتن هر مطلبی در مورد زندگی او اشاره می کنیم .

 

سید علی محمد باب

او در اول ماه محرم سال 1235 در شیراز به دنیا آمد و در سال 1265 به دار آویخته شد سید باب در این مدت 31 سال عمر دارای زندگی و رفتاری غیر عادی بود ه درجوانی از لذات زندگی خود را محروم می کرد و مانند مرتاضهای هندی سختی ها و محرومیت های بسیاری را متحمل می گشت پدر او میرزا رضای بزاز شیرازی بود که دراوایل کودکی او در گذشت و سختی ها ورنجهای او از اینجا آغاز شد  و پس از مرگ پدر نزد دایی خود بنام سید علی که پیشه تجارت داشت پرورش یافت .

او وقتی به  جد بلوغ رسید شروع کرد به خواندن دروس ابتدایی و سپس به فرا گیری ادبیات فارسی و عربی پرداخت و آنگاه در سلک طلاب علوم دینی در آمد ولی رسما طلبه نشد و مانند آنها در مدرسه ای مخصوص درس نخواند بلکه در هر فرصتی هر علمی  از علو م ادبی را نزد اشخاصی در س میخواند کارهای او عادی نبود به این معنا که از وقتیکه خود را شناخت در ریاضت کشی و چله نشینی و  گرفتن ختومات می کوشید از ویژگی های او خوش نویسی و تند نویسی او بود ه است به طوری که در این هنر میان مردم مشهور شد و او را خطاط و خوش نویس مشهوری می شناختند .

به هر منوال سید باب پس از اتمام تحصیلات مقدماتی و فرا گرفتن اصول ادبیات عربی و منطق د رتجارت خانه دایی خود به داد و ستد پرداخت و پس از چندی به همراه دایی خود برای تجارت به بوشهر رفت و تا بیست سالگی د رآن شهر به امور بازرگانی دایی خود مشغول بود .

 او اوقات فراغت خود را به ختومات و ریاضت های مختلف صرف می کرد و کارها و حرکات غیر عادی از خود نشان می داد از این رو اقوامش بر آن بودند که هوای بسیار گرم بوشهر باعث پریشان اندیشی و پراکنده گویی و افراط در ریاضت او شده است از این رو پیشنهاد کردند که او را از آنجابه به عتبات عراق فرستند تا بلکه تغییر مکان باعث تغییر حالت او شود .

وی با این اوضاع و احوال و چنیین آمادگی ذهنی در سال 1255در سن بیست سالگی به سوی کربلا عزیمت کرد و در آنجا با بعضی از شاگردان سید کاظم رشتی آشنا شد و با راهنمایی آنها به  خدمت سید رشتی در آمد و د ردرسها و مواعظ او جاضر می گشت و به گفته خود سید باب حدود یک سال از دروس او استفاده کرد .

قیام باب  

چنانکه در بخش شیخیه گفته شد بعد از فوت سید کاظم رشتی چند نفر از شاگردان او مانند میرزا شفیع تبریزی ،حاج محمد کریم خان کرمانی و حاج سید احمد پسر سید کاظم رشتی ادعای جانشینی سید رشتی و شیعی کامل کردنند سید علی محمد باب هم که به شیراز برگشته بود به دعوی برخواست او دعوی خود را در ضمن تفسیر هایی که بر بعضی از سوره های قرآن مثل سوره یوسف ، سوره کوثر و دعا ها و خطبه هایی که می نوشت اظهار می کرد او خود را باب یعنی واسطه امام و مردم می شمرد و میگفت هر که می خواهد امام غایب را ببیند باید از در ((باب ))وارد شود و خود را همان باب می خواند بعد از ادعای بابیت سفری به مکه معظمه رفت به ذهنیت اینکه حضرت مهدی قیام خود را از مکه شروع می کند سید با ب پیش از رفتن به مکه خود را به لقب باب می خواند ولی پس از آنکه از سفر مکه به شیراز بازگشت هم عنوان خود را عوض کرد و خود را مهدی موعود و امام غایب خواند و هم دعوتش را آشکار و علنی کرد و گفت من همان موعودم که چشمانتان در انتظار دیدن اوست .

بعد از  علنی شدن قیام باب عده ای به آن پیوستند و این خود باعث شورش در میان مردم شد و سرانجام نظام الدوله حسین خان قاجار که حاکم شیراز بود او را توقیف و به مدت شش ماه در زندان محبوس کرد بعد از مدتی به اصفهان منتقل شد در اصفهان نیز مباحثه ای میان او و علمای اصفهان برنامه ریزی شد که سید باب از جواب سوالات علما باز ماند .

سید باب بعد از گذشتن مدتی به امامت و مهدویت قناعت نکرد و ادعای پیامبری و نبوت کرد او در مدت شش سالی که به دین آوری برخاست پی در پی عنوان خود را عوض می کرد و از بابیت شروع کرد تا به مقام رسالت رسید و خود را از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت و کتاب شمرد و تا آنجا پیش رفت که مقام خود را از مقام پیامبر اسلام نیز بالاتر می پنداشت .

 

عوامل فکری و اجتماعی قیام سید علی محمد باب

1.چنانچه در بخش نخست گفتیم شیخ احمد احسایی به ویژه سید کاظم رشتی می گفتند که ظهور امام غایب بسیار نزدیک است و به خصوص سید کاظم رشتی در نزدیکی های وفاتش ظهور اما غایب را بدان معنا که شیخیان معتقد بودند یعنی ظهور حقیقت و روح امام غایب در غالب شخص معین بسیار نزدیک می دانست و همیشه در ضمن در س به شاگردانش سفارش می کرد که زود است که پس از من امام غایب آشکار شود این مژده و پیشگویی را بارها و کرارا می داد و می گفت شاید امام غایب یعنی کسی که روح امام در او ظاهر می شود در میان شماها باشد و به شاگردان و پیروانش تاکید می کرد که بر یکایک شما لازم است که شهرها را بگردد و ندای امام غایب را اجابت کند این مژده و سخنان در مورد نزدیک بودن ظهور اما م غایب پیروان سید کاظم رشتی یعنی شیخیان را برای یافتن امام غایب آماده تر می کرد از این رو آنان مانندتشنگانی که به دنبال آب می گردند به دنبال امام می گشتند تا ندای او را لبیک گویند و این پذیرش خود بهانه ای برای قیام باب بود .

2.نابسامانی اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران در دوره سلطنت و حکومت قاجار و بخصوص دوره طولانی سلطنت ناصرالدین شاه و در اثر فشار هایی که بر مردم وارد می شد روز به روز مردم انتضارشان نسبت به امام زمان بیشتر می شد تا از دست این اوضاع خلاص شوند و این خود منشایی برای قیام باب بود .

 

سر انجام کار باب

سرانجام باب با فتوای علما بر مرتد فطری بودن او روز دوشنبه 27 شعبان سال 1266به دار آویخته شد و داستان به دار آویخته شدن او از این قرار است :

سید علی محمد باب را به همراه ملا محمد علی که از مریدان او بود بر نشان بستند و به جماعتی از سربازان که بر دین نصاری بودند فرمان دادند تا او را تیر باران کنند سربازان چون فتنه و مقدار طرفداران او را شنیده بودند از قتل او کراهت داشتند از این رو تفنگهای خود را از چپ و راست باب گشاد گرفتند تا به او آسیبی نرسد در این وقت ملا محمد علی مرید باب زخمی شد او وقتی زخمی شد رو به باب کرد و گفت آیا از من راضی شدی ؟ در آن وقت گلوله ای بر ریسمانی که دستهای باب را با آن بسته بودند رسید و با ب رها شد و فرار کرد و خود را به داخل اتاق یکی از سربازان انداخت کأنه او دعوی خود را به تمامه فراموش کرده بود سربازان بار دوم او را از اتاق بیرون کشیدند و به گلوله بستند سپس جسدش را برای دیدن مردم در کوچه و خیابان گرداندند و در بیرون از شهر انداختند .

 

عقاید فرقه بابیه

1.   انکار وجود شخصی امام غایب: آنها معتقدند امام وجود شخصی ندا رد یعنی شخص معین و مشخصی نیست بلکه او مهدی نوعی است آنها نزول عیسی مسیح و رجعت امام حسین که در روایات اسلام و شیعه آمده است را نیز نوعی میدانند .

2 .   پیروان باب با اینکه پیامبران را دارای مقام خدایی دانسته اند منکر معجزه و عصمت آنها شده اند و بر آن عقیده رفته اند که هیچ کدام از پیامبران دارای معجزه ای که خلاف جریان طبیعت و به اصطلاح خارق العاده باشد نبوده اند و نصوصی که در اخبار و کتب مقدس یهود و نصارا و اسلام  درباره معجزات پیامبران آمده است از راه تأویل به معانی دیگر برگردانده اندمثلا می گویند اینکه موسی مرده زنده میکرد بدیهی است که مقصود زنده كردن مردگان جسمانی نیست زیرا اعاده معدوم به حکم عقل محال است بلکه مقصود از آن به موجب الناس موتا واهل العلم احیاءجاهل که به منزله مرده است به نور علم خود زنده می فرمود .

3.   نفی موضوع خاتمیت اسلام آنها منکر خاتمیت پیامبر اسلام شده اندو می گویند معنای خاتمیت با اولویت یکی است و خاتم و اول به یک معنا می باشد یعنی می توان همه پیامبران را هم خاتم الانبیاء گفت و هم اول الانبیاءو تصریح کرده اند که حضرت آدم را هم می شود اول الانبیاء شمرد و هم آخر الانبیاء و حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را هم می توان خاتم الانبیاء شمرد وهم اول الانبیاء خطاب کردو منظور با ب و پیروانش از این استدلال این است که معنای خاتمیت و اولیت نسبی است یعنی هر پیامبری نسبت به دوره نبوتش هم اول است و هم خاتم و آخر دوره های قبل .

4. عدد نوزده نزد بابیان یک عدد مقدس است مثلا سال بابیان نوزده ماه و نوزده روز دارد و یا جریمه هایی که برای بعضی از تخلفات معین شده با عدد نوزده تعیین گردیده و در سایر موارد هم عدد نوزده شاخص هر چیز است باب و پیروانش علت مقدس و اسرار آمیز بودن عدد نوزده را چنین بیان می کنند که جمله بسم الله الرحمن الرحیم نوزده حرف دارد و حروف نام های پنج تن نیز بر نوزده است اسم واحد نیز که یکی از مهمترین نام های خدا ست به حساب جمل با عدد نوزده برابر است .

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


How do you prevent Achilles tendonitis?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 08:24 ق.ظ
I am extremely impressed with your writing skills and also
with the layout on your blog. Is this a paid theme or did you customize it yourself?
Anyway keep up the excellent quality writing, it's rare to see a nice blog
like this one nowadays.
Do you get taller when you stretch?
سه شنبه 31 مرداد 1396 12:29 ق.ظ
Hi! I know this is kind of off topic but I was wondering if
you knew where I could get a captcha plugin for my comment
form? I'm using the same blog platform as yours and I'm having trouble finding one?
Thanks a lot!
Can better posture make you taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:13 ق.ظ
I'll immediately clutch your rss feed as I can't in finding your email subscription link
or e-newsletter service. Do you've any? Kindly allow me know so that
I may subscribe. Thanks.
What do you do when your Achilles tendon hurts?
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:22 ب.ظ
Hey there would you mind letting me know which web host you're using?
I've loaded your blog in 3 completely different web browsers and I must say this blog loads a lot faster then most.
Can you suggest a good hosting provider at a fair price?
Thanks a lot, I appreciate it!
How do you stretch your Achilles?
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:43 ب.ظ
My brother suggested I would possibly like this web site.

He was entirely right. This submit actually made my day.
You can not believe just how a lot time I had spent for this info!
Thanks!
http://IndiaEnglehardt.Bravesites.com/entries/general/Non-Surgical-Hammer-Toe-Repair
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 02:09 ق.ظ
Stunning quest there. What occurred after?
Good luck!
manicure
جمعه 1 اردیبهشت 1396 05:38 ب.ظ
Asking questions are in fact good thing if you are not understanding anything fully, but this article provides good understanding yet.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 12:39 ق.ظ
Hi, Neat post. There's a problem together with your web site
in internet explorer, could test this? IE nonetheless is the market leader and
a good element of other folks will miss your wonderful writing because of
this problem.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:28 ب.ظ
Pretty! This was an extremely wonderful article.

Thank you for supplying this information.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:26 ق.ظ
Hi there, everything is going fine here and ofcourse every
one is sharing facts, that's actually excellent, keep up writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر